تبلیغات
Dar Emtedade Baran - خدایا من شاکیم ......
 

خدایا من شاکیم ......

نوشته شده توسط :لیلی جعفری
یکشنبه 9 شهریور 1393-09:26 ق.ظ

پنبه ی در هم گوریده زندگی را

آرام و نرم رشته کردم

به دار آرزوهای کوچکم گره زدم

گره روی گره 

 با دفتین

نرم بر آن کوفتم

محکم و منسجم

قالی هزار رنگ زندگیم

حالا دیگر تلالویی از نور داشت

سپید , لطیف ,گسترده و پایدار

میر فت تا فردایی دیگر

به زیر پایم افتد

و من خسته از این همه سال

مژه بر هم سایم و

به وزش خنکای بهاری دشت سبز اندیشه ام

 لختی بیاسایم ....

به ناگاه

حضور نامردی

شرنگی تلخ به کام دلم نشاند

دستوک بر دستم ماسید

و چه بی رحمانه

مفرش حیاتم نقش بر آب شد ........

خدایا

به محکمه ات آمده ام

من شاکیم

چرتکه ات را بردار

برایم مهره ای بالا و پایین کن

مزد نجابتم را بده

می نشینم در محکمه ی عدل الاهیت

تمام خستگیم را حساب کن

و بار از دوشم بر گیر

درنگ مکن

که بنده ات به شکایت آمده......

 

 

 





نظرات() 


bamdad
یکشنبه 16 شهریور 1393 02:25 ب.ظ
کاش باران بگیرد هوا را تر کند
بگذردازهفت بند ما صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند
بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک بی بار دعا را تر کند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبح شگفت
سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند
چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران که می بارد شما را تر کن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox