تبلیغات
Dar Emtedade Baran - تو یک حسی به زیبایی ملکوت
 

تو یک حسی به زیبایی ملکوت

نوشته شده توسط :لیلی جعفری
چهارشنبه 5 شهریور 1393-09:20 ق.ظ

بوی تشنگی می دهد کام دلم

عطشی گرم

بوی عطر پیراهنت برایم نوش بود

گوارا به خنکای چشمه ی تسنیم

بهشت را در مظلومیت چشمانت یافتم

و سیر عرش را در نوازش دستانت

نیستی

اما

 از هرآنچه هست بیشتری

تو برایم یک حسی

حسی به زیبایی ملکوت

و به ژرفای هر آنچه عاشقانه ی ناب

دوریت را اشک درمان نیست

از تو دورم

به وسعت جبر روزگار

به بلندای خواست کردگار

از تو دورم

اما تو نزدیک تری

از هرآنچه هست برایم

خدایا تو دلگیر مشو از من

اما  او چون رگ گردن است برایم........





نظرات() 


یکشنبه 16 شهریور 1393 02:35 ب.ظ
اشکم ولی بپای عزیزان چکیده ام
خارم ولی بسایه گل آرمیده ام
با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
همچون بنفشه سر بگریبان کشیده ام
من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیده ام
از جام عافیت می نابی نخورده ام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده ام
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریده ام
گر می گریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام
*رهی معیری*
طناز
یکشنبه 22 تیر 1393 03:47 ب.ظ
دنیای تو همین جاست؛
کنار کسی که قسم می خورد به حرمت دستهای تو،
کنار کسی که با خدای خود قهر می کند،
با موهای تو آشتی،
کنار کسی که حرام می کند خواب خودش را بی رویای تو،
کنار کسی که با غم چشمهای تو غروب می کند.
غروب محبوب من!
غروب؛ همان جایی که اگر تو را از من بگیرند،
سرم را می گذارم تا بمیرم!
طناز
یکشنبه 22 تیر 1393 03:44 ب.ظ
خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.
ماجرایی که باید بسازیش.
شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد.
آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند
و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.
مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد
خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.
شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش.
خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.
خدا گفت:‌لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.
شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.
خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.
شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست.
و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی
لیلی های نزدیک لحظه ای
خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر
لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود

مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ....
طناز
یکشنبه 22 تیر 1393 03:43 ب.ظ
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، بل این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند...
علی
سه شنبه 17 تیر 1393 01:35 ب.ظ
ایشالا که این چشمه جوشان هرگز تهی از عشق و احساس نباشد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox