تبلیغات
Dar Emtedade Baran - دستم عاری از نمک......
 

دستم عاری از نمک......

نوشته شده توسط :لیلی جعفری
یکشنبه 2 شهریور 1393-02:27 ب.ظ

نمک دستانم شور نیست

حلاوت دارد به کام هر رهگذری

نبض احساسم را گرفته اند

و به خود آغشته اند وجدان بیدارم را

سر در راه نهاده ام

به سان حلّاج و نداّفی 

که از ضرب کمانش

بستری آرام می سازد مردمان خفته را

دستم عاری از شوری نمک است

به وسعت برهنگی از کلک..... 

 





نظرات() 


یکشنبه 16 شهریور 1393 02:41 ب.ظ
تیر برق چوبی ام در انتهای روستا
بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا
یاد دارم در زمین وقتی مرا میکاشتند
پیکرم را بوسه میزد کد خدای روستا
حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم
قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا
قحطی هیزم اهالی را به فکرم انداخت
بد نگاهم میکند دیزی سرای روستا
من که خواهم سوخت حرفی نیست اما کد خدا
تیر سیمانی نمیگردد عصای روستا
طناز
یکشنبه 22 تیر 1393 03:48 ب.ظ
بیا زمینی باشیم؛
من از دوزخی که راهش به بهشت باشد، می ­ترسم.
فقط اگر یکی مثل تو کنار من باشد،
عشق باشد،
جرأت گناه باشد...
بگذار زمینی باشیم؛
بهشت همانجاست که من باشم و تو باشی،
چه فرقی می­ کند که معصوم یا پُرگناه باشیم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox