تبلیغات
Dar Emtedade Baran - دوران اندیشه ام .....
 

دوران اندیشه ام .....

نوشته شده توسط :لیلی جعفری
جمعه 31 مرداد 1393-10:53 ب.ظ

و من خسته تر از هر روز

روزنه ی امیدی را

پنجره ی ادراکم ساختم

و کور سوی شب تابی را

ستاره ی آمالم انگاشتم

به رویاهای شبانه ام

دل باختم

و هر شب لبالب از عشق

به دیار آرزوها شتافتم

او را انتهای همه ی نداشته هایم دیدم

اما چه سرد

در سکوتی هراس انگیز

جوانه ی امیدم خشکید

دشت پر گل اندیشه ام

به طوفانی در هم پیچید

و چه هولناک

در دوران افتادم و

باز به واقعیت زندگی بازگشتم.....





نظرات() 


هلن
شنبه 6 اردیبهشت 1393 11:10 ق.ظ
واقعیت زندگی ! چه واقعیتی از همان روزهای اول هم بود اما انگار كور بودم یا شایدم نخواستم ببینم و چشمها را بستم ... حالا با دیدن واقعیت ها در اردیبهشت زیبای خدا به طوفان رسیدم ... نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox